دیل کارنجی(کارنگی)
چگونه دوست بیابیم و بر مردم تاثیر بگذاریم
1888. تولد
1908. فارغالتحصیلی از دانشکده تربیت معلم، وارنسبرگ ، میسوری
1912. اولین تجربه تدریس در رشته سخنرانی عمومی در YMCA واقع در منهتن
1920-1912. استمرار تدریس در رشته سخنرانی عمومی
1926. انتشار کتاب سخنرانی عمومی: رشتهای عملی برای بازرگانان
1936. انتشار کتاب چگونه دوست بیابیم و بر مردم تاثیر بگذاریم
1939. آغاز دورههای آموزش فروش
1955. وفات
عمدهترین فکر دیل کارنجی، ارتباط موفقیتآمیز با مردم است. معروفترین اثر او یعنی چگونه دوست بیابیم و بر مردم تاثیر بگذاریم (1936) به اصول اساسی انجام این کار از طریق توصیههای عقلانی میپردازد مانند این که نباید هرگز انتقاد کنید، باید همواره به دیگران احترام بگذارید و برای ایجاد انگیزه در افراد، باید تمایل و توجهی ویژه را به آنها از خود نشان دهید.
زندگی و دوره شغلی
دیل کارنجی (1955-1888) در خانوادهای فقیر و روستایی به دنیا آمد و در تمام طول تحصیلش مجبور بود به سختی کار کند. او که به دنبال یافتن راهی برای متمایز ساختن خودش از دیگران بود، به سراغ رشته سخنرانی عمومی رفت و اگرچه شروعی لرزان داشت اما به سرعت توانست در این حوزه پیشرفت کند. بعد از دانشکده او به عنوان فروشنده مشغول به کار شد و قبل از این که به سراغ هنرپیشگی برود، توانست در همان شرکتی که کار میکرد، جایگاه خوبی به دست آورد. البته رفتن به سراغ هنرپیشگی، کاری اشتباه بود. او تصمیم گرفت خودش کسب و کاری را به راه بیاندازد و سپس تصمیم گرفت که رمان بنویسد و با تدریس شبانه امرار معاش نماید.
او در ازای نخستین تدریس خود در دانشکده YMCA در نیویورک عملاً هیچ حقوقی دریافت نمیکرد. او در این دورهها خوب عمل کرد و همین امر زمینه موفقیتهای بزرگ او را فراهم آورد. این دورهها آن قدر موفقیتآمیز بودند که او توانست آنها را در قالب چند کتاب به رشته تحریر درآورد و سخنرانی عمومی را به مهمترین حوزه روابط انسانی بدل سازد. او قوانینی ساده را برای ارتباطی موفق با مردم ارایه نمود و بیان تجاربش و سرگذشت شخصیتهای موفق تاریخی همچون روزولت و لینکلن، باعث شد که کتابهایش مسیر موفقیت او را هموار کنند. کارنجی انستیتو سخنرانی عمومی و ارتباطات انسانی دیل کارنجی را برای توسعه افکارش تاسیس نمود. در سال 1997، یعنی 40 سال پس از مرگ کارنجی، کتاب او به نام چگونه دوست بیابیم و بر مردم تاثیر بگذاریم که باعث شهرت بینالمللی او شد، همچنان در راس پرفروشترین کتابهای آلمان قرار دارد.
تفکر کلیدی
کارنجی معتقد بود که انتقاد دارای نتیجه منفی است و نباید هرگز از آن برای تغییر یا ایجاد انگیزه در دیگران استفاده کرد. به نظر او، افرادی که از آنان انتقاد میشود، برای توجیه کارشان و محکوم کردن فرد انتقادکننده، واکنش نشان میدهند. موفقیت رهبرانی بزرگ همچون آبراهام لینکلن تا حد زیادی مرهون عدم انتقاد از دیگران است. کارنجی توصیه میکند که به جای انتقاد، باید خود را کنترل کرد، شرایط را درک کرد و دیگران را بخشید. به اعتقاد او مهمترین نکته این است که باید همواره سعی کنید دیدگاههای دیگران را ببینید.
به منظور تاثیرگذاری بر دیگران و دستیابی به اهدافتان، لازم است تا انگیزههای دیگران را درک نمایید. باید قبل از این که فردی را وادار به انجام کاری نمایید، از خودتان بپرسید چه عاملی در یک فرد ایجاد انگیزه میکند تا کاری را برای شما انجام دهد. از نظر کارنجی، اکثر افراد تنها علاقهمند هستند که طبق نظر خود کار کنند اما اگر آنچه را که آنها میخواهند در اختیارشان قرار دهیم، آنها میتوانند به شما کمک کنند تا به موفقیتی بزرگتر در کسب و کارتان دست یابید.
مردم میخواهند با خودروری بهتری رانندگی نمایند و خانهای بزرگتر بخرند. از نظر اکثر افراد، تمایل به مهم بودن اگر اصلیترین انگیزه نباشد، یکی از انگیزههای اصلی است. این امر میتواند آنها را تهییج کند تا کارهایی بزرگ انجام دهند مانند این که به رهبرانی بزرگ تبدیل شوند یا این که در کسب و کارشان به موفقیت برسند. این امر میتواند شکلهایی مخوف و شوم هم داشته باشد. گاهی اوقات افراد نمیتوانند توجه دیگران را به خود جلب کنند و از این که نمیتوانند در جهانی رویایی زندگی کنند که تصویری اغراقآمیز از مهم بودن در آن خلق شده، احساس گناه میکنند. تحت هر شرایطی، نباید تمایل به مهم بودن و اهمیت داشتن را نادیده انگاشت. کارنجی معتقد است که میتوان به کمک شواهدی انسانی و واقعی، احترام به نفس افراد را تقویت کرد و به نتایجی بهتر از انتقاد دست یافت.
قواعد
چگونه دوست بیابیم و بر مردم تاثیر بگذاریم، دارای یک بخش نتیجهگیری در پایان هر فصل است. در این بخشها، کارنجی پیام اصلی هر فصل را خلاصه کرده و آن را بر اساس نوعی رفتار ارایه مینماید. برخی از این نتایج در ادامه ذکر شدهاند.
شش روش برای این که مردم شما را دوست بدارند:
1. علاقه ذاتی خود به دیگران را نشان دهید.
2. شاد و مثبت باشید.
3. مردم علاقه دارند تا با نامشان صدا شوند.
4. به دیگران گوش کنید و مهارتهای شنیداری خود را توسعه دهید.
5. به جای علایق خود، درباره علایق دیگران سخن بگویید.
6. به گونهای به افراد احترام بگذارید که نشانگر اهمیت آنها باشد.
دوازده راه برای آشنا ساختن دیگران با نحوه تفکر خودتان:
1. برای دستیابی به بهترین موقعیت، از استدلال بپرهیزید.
2. همیشه به دیدگاههای دیگران گوش کنید و هرگز نگویید که آنها اشتباه میکنند.
3. اگر اشتباه کردهاید، آن را بپذیرید.
4. دوستی خود را نشان دهید.
5. طوری اظهار نظر کنید که دیگران گفتههای شما را بپذیرند.
6. اجازه دهید دیگران بیشتر از شما سخن بگویند.
7. اجازه دهید دیگران فکر کنند که ایده آنها دیدگاه برتر است.
8. به نگرشهای دیگران توجه کنید.
9. توافق خود با عقاید و تمایلات دیگران را ابراز دارید.
10. تغییراتی بنیادی در دیدگاههای خود ایجاد کنید.
11. ماهیت و طبیعت بهتر دیگران را تایید کنید.
12. کارتان را به یک چالش تمام کنید.
9 روش برای تغییر افراد بدون رنجش و آزردگی آنها:
1. کارتان را با قدردانی و تشکر آغاز نمایید.
2. به تدریج به اشتباهات دیگران توجه نمایید.
3. بپذیرید که اشتباه کردهاید و با دیگران درباره نظراتشان صحبت کنید.
4. دستورات مستقیم صادر نکنید بلکه سوال بپرسید.
5. هرگز دیگران را تحقیر نکنید و اجازه دهید افراد از تعامل خود احساس غرور نمایند.
6. حتی در زمان که حداقل پیشرفت حاصل شده هم تشکر و قدردانی نمایید.
7. برای افراد احترام قایل شوید.
8. افراد را تشویق نمایید. به آنها نشان دهید که میتوانند به راحتی کارشان را انجام دهند.
9. ببینید که آنها میخواهند شما چه کاری برایشان انجام دهید و در این زمینه باعث خوشحالی آنها شوید.
تبدیل به یک متخصص خوب سخنرانی عمومی
برخی از راهنماییهای دیل کارنجی در آغاز دوره شغلیش یعنی زمانی که او آموزش میدید تا مطلب بنویسد و به دیگران کمک کند تا در برابر دیگران سخن بگویند، به طور خلاصه در ادامه آمده است.
آمادگی
از ابتدا، کارنجی میگفت اگر منفعت مالی یا هدفی اجتماعی دارید، باید به سخنرانی عمومی اشتیاق داشته باشید. تا آنجا که ممکن است برای یک سخنرانی کسب آمادگی نمایید و آن را قبل بخوانید. تا آنجا که میتوانید برنامهریزی کنید و به دنبال موضوعی باشید که مطالب زیادی درباره آن میدانید. همیشه سعی کنید از دیدگاههای خود استفاده نمایید اما موضوع مد نظرتان را به زبان خود بیان نمایید تا بتوانید به دیدگاههای جالبی که دیگران درباره موضوع میگویند، مطلع شوید. در هر فرصتی درباره گفتههایتان بیاندیشید و برای بررسی آن از کتابخانهها و دیگر منابع استفاده کنید و مطالبی فراتر از نیازتان جمعآوری نمایید.
گفتههایتان را لغت به لغت حفظ نکنید زیرا ممکن است آنها را فراموش کنید. این امر باعث میشود که اثربخشی سخنانتان از دست برود. در عین حالی که مطالب زیادی آماده میکنید، نباید سعی کنید تا زیاد درباره آن سخن بگویید. باید مطالب خود را ساماندهی کنید لذا میتوانید به صورت یک گفتگوی معمولی مطالب خود را بیان نمایید.
اکثر مردم از این که در برابر عموم صحبت کنند، عصبی میشوند. اگر شجاعانه عمل کنید و احساس اعتماد به نفس بیشتری حتی از میزان واقعی داشته باشید، آنگاه به این سطح از اعتماد به نفس دست خواهید یافت. تمرین باعث خواهد شد که شما به اعتماد به نفس بیشتری به دست آورید و بهتر است که چندین مرتبه سخنرانی خود را بخوانید. میتوانید این کار را در برابر آیینه یا در برابر دوستان و اعضای خانواده به عنوان مخاطب انجام دهید.
ارایه
سخنرانی خود را مرتب کنید. لبخند بزنید و مطمئن شوید که مخاطبانتان به خوبی شما را میبینند. نسبت به مخاطبان با احترام برخورد کنید و کاری کنید که اولین جمله شما آنها را جذب خود کند. برخی از روشهایی که به شما کمک میکنند تا به این مهم نایل شوید، عبارتند از:
• سعی کنید کارتان را با یک مثال شروع کنید؛
• حقیقتی جذاب را بیان کنید؛
• بخواهید دستهایشان را بالا ببرند؛
• از یک نمودار استفاده کنید؛
• کاری کنید یا حرفی بزنید که باعث شک آنها شود؛
• به مخاطبان قول دهید آنچه را که میخواهند به دست خواهند آورد.
نباید سخنرانی خود را با عذرخواهی یا یک داستان خندهدار شروع نمایید. معمولاً چنین داستانهایی کارآیی ندارند به ویژه زمانی که شما عصبی هستید.
از آمار یا گفتههای کارشناسان برای کمک به تایید عقاید اصلی خود استفاده کنید اما مخاطبان خود را خوب بشناسید و اگر با مخاطبانی عمومی سر و کار دارید از واژههای تخصصی استفاده ننمایید. سعی کنید شنوندگان را با خود همراه کنید و بدون هیچ ترسی احساسات خود را بروز دهید. تا حد امکان همه چیز را به طور بصری ارایه نمایید و از تصاویری استفاده کنید که به مخاطبان شما کمک میکنند تا آنچه را که میگویید، درک کنند. از مثالها و مطالعات موردی دقیق و ویژه استفاده نمایید.
بر عبارات مهم تاکید نمایید و از به کار بردن عبارات کلیشهای و بیهوده پرهیز کنید. وقتی صحبت خود را آغاز کردید، ممکن است احساس کنید که میتوانید در وقت مناسب شوخی کنید اما مراقب باشید که هدف از این شوخی خودتان باشد نه دیگران.
صحبت شما باید خاتمهای مجزا داشته باشد. آنچه را که گفتهاید خلاصه کنید و سپس پایانی مناسب را بیان نمایید مانند:
• درخواست یک اقدام را مطرح کنید؛
• از مخاطبان خود تشکر نمایید؛
• در پایان لبخند بزنید؛
• از یک بیت شعر یا یک نقل قول استفاده کنید.
راهنمایی پایانی کارنجی
• به خاطر داشته باشید که بسیاری از سخنرانان معروف در ابتدا از سخنرانی در برابر عموم میهراسیدهاند و بنابراین مقداری ترس طبیعی است.
• از قبل ذهنتان را برای موفقیت آماده کنید و از هر فرصتی برای تمرین کردن استفاده نمایید.
• به خاطر داشته باشید که با تمرین، ترستان کمتر میشود لذا به دنبال هر فرصتی برای سخنرانی در برابر عموم باشید و خودتان را باور نمایید.
دیل کارنجی در یک نگاه
کارنجی مدعی بود که نظریههایش واقعاً کارآیی دارند و شاهد بود که زندگی بسیاری از مردم را تغییر دادهاند. برخی از نویسندگان حوزه مدیریت عقاید کارنجی را برای طرح در حوزههای بازرگانی بیش از حد ساده میدانند.
مسلماً عقاید کارنجی بر مبنای منطق بوده و به ندرت بنیادی و ریشهای هستند. تمامی کتب او نیز بر مبنای اصولی ساده هستند. علیرغم این سادگی، کارنجی حقایق متعددی را بیان کرده که مردم از آنها مطلع هستند و علیرغم انتقادهایی که میشود، کتابهای او همچنان معروف هستند.
در واقع، کارنجی به کمک عقایدش کسب و کاری موفق را ایجاد کرد و تاکنون میلیونها نسخه از کتابهای او به فروش رفتهاند. حتی امروز، کارهای او پول زیادی به همراه دارند که این امر نشان میدهد مردم هنوز آنها را مناسب میدانند. مسلماً میتوان شاهد تاثیر کارنجی بر عقاید مدیریت به ویژه در بحث پیرامون رفتار با مشتریان و رویکردهای توسعه مهارتهای فنی بود.
برای اطلاعات بیشتر
آثار مهم کارنجی
کتب
چگونه دوست بیابیم و بر مردم تاثیر بگذاریم – چاپ مجدد در سال 1994
چگونه از زندگی و شغلتان لذت ببرید – 1936
چگونه نگرانی را متوقف و زندگی را آغاز کنیم – چاپ مجدد در سال 1985
انتقاد نکنید، دیگران را محکوم ننمایید، با از دیگران شکایت نکنید. با احترام و صادقانه از دیگران قدردانی نمایید و حس خوبی را که دیگران میخواهند به آنان القا نمایید. دیل کارنجی
از فرصت استفاده کنید! تمام زندگی یک فرصت است. فردی که به دوردستها میرود، کسی است که میخواهد کاری انجام دهد و جرأت این کار را دارد. دیل کارنجی
منبع
1888. تولد
1908. فارغالتحصیلی از دانشکده تربیت معلم، وارنسبرگ ، میسوری
1912. اولین تجربه تدریس در رشته سخنرانی عمومی در YMCA واقع در منهتن
1920-1912. استمرار تدریس در رشته سخنرانی عمومی
1926. انتشار کتاب سخنرانی عمومی: رشتهای عملی برای بازرگانان
1936. انتشار کتاب چگونه دوست بیابیم و بر مردم تاثیر بگذاریم
1939. آغاز دورههای آموزش فروش
1955. وفات
عمدهترین فکر دیل کارنجی، ارتباط موفقیتآمیز با مردم است. معروفترین اثر او یعنی چگونه دوست بیابیم و بر مردم تاثیر بگذاریم (1936) به اصول اساسی انجام این کار از طریق توصیههای عقلانی میپردازد مانند این که نباید هرگز انتقاد کنید، باید همواره به دیگران احترام بگذارید و برای ایجاد انگیزه در افراد، باید تمایل و توجهی ویژه را به آنها از خود نشان دهید.
زندگی و دوره شغلی
دیل کارنجی (1955-1888) در خانوادهای فقیر و روستایی به دنیا آمد و در تمام طول تحصیلش مجبور بود به سختی کار کند. او که به دنبال یافتن راهی برای متمایز ساختن خودش از دیگران بود، به سراغ رشته سخنرانی عمومی رفت و اگرچه شروعی لرزان داشت اما به سرعت توانست در این حوزه پیشرفت کند. بعد از دانشکده او به عنوان فروشنده مشغول به کار شد و قبل از این که به سراغ هنرپیشگی برود، توانست در همان شرکتی که کار میکرد، جایگاه خوبی به دست آورد. البته رفتن به سراغ هنرپیشگی، کاری اشتباه بود. او تصمیم گرفت خودش کسب و کاری را به راه بیاندازد و سپس تصمیم گرفت که رمان بنویسد و با تدریس شبانه امرار معاش نماید.
او در ازای نخستین تدریس خود در دانشکده YMCA در نیویورک عملاً هیچ حقوقی دریافت نمیکرد. او در این دورهها خوب عمل کرد و همین امر زمینه موفقیتهای بزرگ او را فراهم آورد. این دورهها آن قدر موفقیتآمیز بودند که او توانست آنها را در قالب چند کتاب به رشته تحریر درآورد و سخنرانی عمومی را به مهمترین حوزه روابط انسانی بدل سازد. او قوانینی ساده را برای ارتباطی موفق با مردم ارایه نمود و بیان تجاربش و سرگذشت شخصیتهای موفق تاریخی همچون روزولت و لینکلن، باعث شد که کتابهایش مسیر موفقیت او را هموار کنند. کارنجی انستیتو سخنرانی عمومی و ارتباطات انسانی دیل کارنجی را برای توسعه افکارش تاسیس نمود. در سال 1997، یعنی 40 سال پس از مرگ کارنجی، کتاب او به نام چگونه دوست بیابیم و بر مردم تاثیر بگذاریم که باعث شهرت بینالمللی او شد، همچنان در راس پرفروشترین کتابهای آلمان قرار دارد.
تفکر کلیدی
کارنجی معتقد بود که انتقاد دارای نتیجه منفی است و نباید هرگز از آن برای تغییر یا ایجاد انگیزه در دیگران استفاده کرد. به نظر او، افرادی که از آنان انتقاد میشود، برای توجیه کارشان و محکوم کردن فرد انتقادکننده، واکنش نشان میدهند. موفقیت رهبرانی بزرگ همچون آبراهام لینکلن تا حد زیادی مرهون عدم انتقاد از دیگران است. کارنجی توصیه میکند که به جای انتقاد، باید خود را کنترل کرد، شرایط را درک کرد و دیگران را بخشید. به اعتقاد او مهمترین نکته این است که باید همواره سعی کنید دیدگاههای دیگران را ببینید.
به منظور تاثیرگذاری بر دیگران و دستیابی به اهدافتان، لازم است تا انگیزههای دیگران را درک نمایید. باید قبل از این که فردی را وادار به انجام کاری نمایید، از خودتان بپرسید چه عاملی در یک فرد ایجاد انگیزه میکند تا کاری را برای شما انجام دهد. از نظر کارنجی، اکثر افراد تنها علاقهمند هستند که طبق نظر خود کار کنند اما اگر آنچه را که آنها میخواهند در اختیارشان قرار دهیم، آنها میتوانند به شما کمک کنند تا به موفقیتی بزرگتر در کسب و کارتان دست یابید.
مردم میخواهند با خودروری بهتری رانندگی نمایند و خانهای بزرگتر بخرند. از نظر اکثر افراد، تمایل به مهم بودن اگر اصلیترین انگیزه نباشد، یکی از انگیزههای اصلی است. این امر میتواند آنها را تهییج کند تا کارهایی بزرگ انجام دهند مانند این که به رهبرانی بزرگ تبدیل شوند یا این که در کسب و کارشان به موفقیت برسند. این امر میتواند شکلهایی مخوف و شوم هم داشته باشد. گاهی اوقات افراد نمیتوانند توجه دیگران را به خود جلب کنند و از این که نمیتوانند در جهانی رویایی زندگی کنند که تصویری اغراقآمیز از مهم بودن در آن خلق شده، احساس گناه میکنند. تحت هر شرایطی، نباید تمایل به مهم بودن و اهمیت داشتن را نادیده انگاشت. کارنجی معتقد است که میتوان به کمک شواهدی انسانی و واقعی، احترام به نفس افراد را تقویت کرد و به نتایجی بهتر از انتقاد دست یافت.
قواعد
چگونه دوست بیابیم و بر مردم تاثیر بگذاریم، دارای یک بخش نتیجهگیری در پایان هر فصل است. در این بخشها، کارنجی پیام اصلی هر فصل را خلاصه کرده و آن را بر اساس نوعی رفتار ارایه مینماید. برخی از این نتایج در ادامه ذکر شدهاند.
شش روش برای این که مردم شما را دوست بدارند:
1. علاقه ذاتی خود به دیگران را نشان دهید.
2. شاد و مثبت باشید.
3. مردم علاقه دارند تا با نامشان صدا شوند.
4. به دیگران گوش کنید و مهارتهای شنیداری خود را توسعه دهید.
5. به جای علایق خود، درباره علایق دیگران سخن بگویید.
6. به گونهای به افراد احترام بگذارید که نشانگر اهمیت آنها باشد.
دوازده راه برای آشنا ساختن دیگران با نحوه تفکر خودتان:
1. برای دستیابی به بهترین موقعیت، از استدلال بپرهیزید.
2. همیشه به دیدگاههای دیگران گوش کنید و هرگز نگویید که آنها اشتباه میکنند.
3. اگر اشتباه کردهاید، آن را بپذیرید.
4. دوستی خود را نشان دهید.
5. طوری اظهار نظر کنید که دیگران گفتههای شما را بپذیرند.
6. اجازه دهید دیگران بیشتر از شما سخن بگویند.
7. اجازه دهید دیگران فکر کنند که ایده آنها دیدگاه برتر است.
8. به نگرشهای دیگران توجه کنید.
9. توافق خود با عقاید و تمایلات دیگران را ابراز دارید.
10. تغییراتی بنیادی در دیدگاههای خود ایجاد کنید.
11. ماهیت و طبیعت بهتر دیگران را تایید کنید.
12. کارتان را به یک چالش تمام کنید.
9 روش برای تغییر افراد بدون رنجش و آزردگی آنها:
1. کارتان را با قدردانی و تشکر آغاز نمایید.
2. به تدریج به اشتباهات دیگران توجه نمایید.
3. بپذیرید که اشتباه کردهاید و با دیگران درباره نظراتشان صحبت کنید.
4. دستورات مستقیم صادر نکنید بلکه سوال بپرسید.
5. هرگز دیگران را تحقیر نکنید و اجازه دهید افراد از تعامل خود احساس غرور نمایند.
6. حتی در زمان که حداقل پیشرفت حاصل شده هم تشکر و قدردانی نمایید.
7. برای افراد احترام قایل شوید.
8. افراد را تشویق نمایید. به آنها نشان دهید که میتوانند به راحتی کارشان را انجام دهند.
9. ببینید که آنها میخواهند شما چه کاری برایشان انجام دهید و در این زمینه باعث خوشحالی آنها شوید.
تبدیل به یک متخصص خوب سخنرانی عمومی
برخی از راهنماییهای دیل کارنجی در آغاز دوره شغلیش یعنی زمانی که او آموزش میدید تا مطلب بنویسد و به دیگران کمک کند تا در برابر دیگران سخن بگویند، به طور خلاصه در ادامه آمده است.
آمادگی
از ابتدا، کارنجی میگفت اگر منفعت مالی یا هدفی اجتماعی دارید، باید به سخنرانی عمومی اشتیاق داشته باشید. تا آنجا که ممکن است برای یک سخنرانی کسب آمادگی نمایید و آن را قبل بخوانید. تا آنجا که میتوانید برنامهریزی کنید و به دنبال موضوعی باشید که مطالب زیادی درباره آن میدانید. همیشه سعی کنید از دیدگاههای خود استفاده نمایید اما موضوع مد نظرتان را به زبان خود بیان نمایید تا بتوانید به دیدگاههای جالبی که دیگران درباره موضوع میگویند، مطلع شوید. در هر فرصتی درباره گفتههایتان بیاندیشید و برای بررسی آن از کتابخانهها و دیگر منابع استفاده کنید و مطالبی فراتر از نیازتان جمعآوری نمایید.
گفتههایتان را لغت به لغت حفظ نکنید زیرا ممکن است آنها را فراموش کنید. این امر باعث میشود که اثربخشی سخنانتان از دست برود. در عین حالی که مطالب زیادی آماده میکنید، نباید سعی کنید تا زیاد درباره آن سخن بگویید. باید مطالب خود را ساماندهی کنید لذا میتوانید به صورت یک گفتگوی معمولی مطالب خود را بیان نمایید.
اکثر مردم از این که در برابر عموم صحبت کنند، عصبی میشوند. اگر شجاعانه عمل کنید و احساس اعتماد به نفس بیشتری حتی از میزان واقعی داشته باشید، آنگاه به این سطح از اعتماد به نفس دست خواهید یافت. تمرین باعث خواهد شد که شما به اعتماد به نفس بیشتری به دست آورید و بهتر است که چندین مرتبه سخنرانی خود را بخوانید. میتوانید این کار را در برابر آیینه یا در برابر دوستان و اعضای خانواده به عنوان مخاطب انجام دهید.
ارایه
سخنرانی خود را مرتب کنید. لبخند بزنید و مطمئن شوید که مخاطبانتان به خوبی شما را میبینند. نسبت به مخاطبان با احترام برخورد کنید و کاری کنید که اولین جمله شما آنها را جذب خود کند. برخی از روشهایی که به شما کمک میکنند تا به این مهم نایل شوید، عبارتند از:
• سعی کنید کارتان را با یک مثال شروع کنید؛
• حقیقتی جذاب را بیان کنید؛
• بخواهید دستهایشان را بالا ببرند؛
• از یک نمودار استفاده کنید؛
• کاری کنید یا حرفی بزنید که باعث شک آنها شود؛
• به مخاطبان قول دهید آنچه را که میخواهند به دست خواهند آورد.
نباید سخنرانی خود را با عذرخواهی یا یک داستان خندهدار شروع نمایید. معمولاً چنین داستانهایی کارآیی ندارند به ویژه زمانی که شما عصبی هستید.
از آمار یا گفتههای کارشناسان برای کمک به تایید عقاید اصلی خود استفاده کنید اما مخاطبان خود را خوب بشناسید و اگر با مخاطبانی عمومی سر و کار دارید از واژههای تخصصی استفاده ننمایید. سعی کنید شنوندگان را با خود همراه کنید و بدون هیچ ترسی احساسات خود را بروز دهید. تا حد امکان همه چیز را به طور بصری ارایه نمایید و از تصاویری استفاده کنید که به مخاطبان شما کمک میکنند تا آنچه را که میگویید، درک کنند. از مثالها و مطالعات موردی دقیق و ویژه استفاده نمایید.
بر عبارات مهم تاکید نمایید و از به کار بردن عبارات کلیشهای و بیهوده پرهیز کنید. وقتی صحبت خود را آغاز کردید، ممکن است احساس کنید که میتوانید در وقت مناسب شوخی کنید اما مراقب باشید که هدف از این شوخی خودتان باشد نه دیگران.
صحبت شما باید خاتمهای مجزا داشته باشد. آنچه را که گفتهاید خلاصه کنید و سپس پایانی مناسب را بیان نمایید مانند:
• درخواست یک اقدام را مطرح کنید؛
• از مخاطبان خود تشکر نمایید؛
• در پایان لبخند بزنید؛
• از یک بیت شعر یا یک نقل قول استفاده کنید.
راهنمایی پایانی کارنجی
• به خاطر داشته باشید که بسیاری از سخنرانان معروف در ابتدا از سخنرانی در برابر عموم میهراسیدهاند و بنابراین مقداری ترس طبیعی است.
• از قبل ذهنتان را برای موفقیت آماده کنید و از هر فرصتی برای تمرین کردن استفاده نمایید.
• به خاطر داشته باشید که با تمرین، ترستان کمتر میشود لذا به دنبال هر فرصتی برای سخنرانی در برابر عموم باشید و خودتان را باور نمایید.
دیل کارنجی در یک نگاه
کارنجی مدعی بود که نظریههایش واقعاً کارآیی دارند و شاهد بود که زندگی بسیاری از مردم را تغییر دادهاند. برخی از نویسندگان حوزه مدیریت عقاید کارنجی را برای طرح در حوزههای بازرگانی بیش از حد ساده میدانند.
مسلماً عقاید کارنجی بر مبنای منطق بوده و به ندرت بنیادی و ریشهای هستند. تمامی کتب او نیز بر مبنای اصولی ساده هستند. علیرغم این سادگی، کارنجی حقایق متعددی را بیان کرده که مردم از آنها مطلع هستند و علیرغم انتقادهایی که میشود، کتابهای او همچنان معروف هستند.
در واقع، کارنجی به کمک عقایدش کسب و کاری موفق را ایجاد کرد و تاکنون میلیونها نسخه از کتابهای او به فروش رفتهاند. حتی امروز، کارهای او پول زیادی به همراه دارند که این امر نشان میدهد مردم هنوز آنها را مناسب میدانند. مسلماً میتوان شاهد تاثیر کارنجی بر عقاید مدیریت به ویژه در بحث پیرامون رفتار با مشتریان و رویکردهای توسعه مهارتهای فنی بود.
برای اطلاعات بیشتر
آثار مهم کارنجی
کتب
چگونه دوست بیابیم و بر مردم تاثیر بگذاریم – چاپ مجدد در سال 1994
چگونه از زندگی و شغلتان لذت ببرید – 1936
چگونه نگرانی را متوقف و زندگی را آغاز کنیم – چاپ مجدد در سال 1985
انتقاد نکنید، دیگران را محکوم ننمایید، با از دیگران شکایت نکنید. با احترام و صادقانه از دیگران قدردانی نمایید و حس خوبی را که دیگران میخواهند به آنان القا نمایید. دیل کارنجی
از فرصت استفاده کنید! تمام زندگی یک فرصت است. فردی که به دوردستها میرود، کسی است که میخواهد کاری انجام دهد و جرأت این کار را دارد. دیل کارنجی
منبع
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۶/۱۱/۲۶ ساعت ۱۰:۵۰ ق.ظ توسط مجتبی فروتن
|